|

دو ترجمه از متنی
که هومن عزیزی از آن حرف میزند، امروز به این صفحه اضافه شد.
به
گنجیشکه گفتند چنار تو کونت، گفت مینیاتوریشو بگو که یک کمی دست کم
بشه یه جوری خوشم بیاد. آخه این همه خالیبندی آن هم توی روز روشن واسه
نالوطیهاش هم افت داره به جان این پلنگ خانوم. مریم هوله شعری گفته،
خیلی خُب، دستش درد نکند، ترجمه هم شده، خیلی خُب، دست مترجمهاش هم
درد نکند، اما چه نیازی به این همه خالیبندی است؟
راستش حیف است آدم وقتش را صرف این جور چیزها کند، اما وقتی که
خالیبندها همه جا را قبضه کردهاند، بالاخره یکی باید این وسط یک کمی
ایثار کند، و من نمیدانم چرا همهش فکر میکنم قرعهی تخمیی این فال
به نام من دیوانه میزنم خود ِ من. آخه آدم واقعاً باید کُس مشنگ باشد
که وقتش را صرف این جور چیزها کند. اما خُب دیگه کسی که ایثار میکند
این حرفها حالیش نیست.
برای این که بیش از حد ایثار نکنم و کمتر وقتم تلف شود جلو
خالیبندیها با همین رنگ و همین خط مینویسم.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نتشار
کمپانی دوزخ مریم
هوله به زبان
سوئدی
مجله « لیریک ونن » که توسط انتشارات « اورد
فرونت» (جبهه ی کلمه) منتشر می شود، در نخستین شماره ی سال 2006 خود
شعر بسیار بلند مریم هوله به نام کمپانی دوزخ را منتشر کرد. این شعر که
توسط مرتضی ثقفیان
(اگر مرتضی ثقفیان این همه خالیبندی را بخواند حتماً با خودش میگوید
عجب غلطی کردم.) و جنی توندل و آن هالستروم، ترجمه شده است، از
بلندترین سروده های مریم هوله و از آخرین گزیده ی آثار منتشر شده ی او
- کمپانی دوزخ و جزام معاصر، نشر ارزان سوئد - انتخاب شده است که توجه
بسیاری از منتقدان
(کدام منتقدان؟)
و محافل ادبی
(کدام محافل
ادبی؟) را به خود جلب نموده است.
این شعر
پیش از این نیز به دنبال انتشارش به زبان های فارسی و انگلیسی، عکس
العمل های بسیاری را برانگیخته بود
(این
عکسالعملها کجا بوده در کدام روزنامه در کدام مجله؟)
تا آنجا که برخی از منتقدان
(کدام منتقدان؟) در
نقدهایشان
(کدام نقد؟) آن را شعری دانسته بودند که سمت و سوی شعر آینده ی ایران را
رقم خواهد زد. (باز
چنار حواله دادی به ماتحت گنجیشکهای بیچاره؟)
بخش اعظم
مقدمه ی این شماره ی لیریک ونن به معرفی کمپانی دوزخ اختصاص دارد
(چنار، ای چنار گرامی، وسیلهی دست خالیبندها نشو، گنجیشک کوچکیم ما.
اولاً من خودم این مقدمه را خواندم و اصلاً همچین خبرها نیست، دوماً با
یکی از دوستان که سوئدیش خیلی خوب است چک کردم و مطمئن شدم که اصلا از
این خبرها نیست و این مقدمه دارد راجع به آن شمارهی خاص آن مجله حرف
میزند و یکی دو اشاره هم به مریم هوله میکند.)و
نویسندگان در آغاز آن وعده می دهند که طعم دوزخ و بهشت را به خوانندگان
بچشانند و همچنین عنوان مقدمه از سطری از کمپانی دوزخ انتخاب شده است:
(برای
هر مقالهای یک تیتر انتخاب میکنند معمولاً حالا این تیتر را برای این
انتخاب کردهاند.)
Där sitter du och där sitter
jag
 |
|
مریم هوله |
| | |
...
جاي صندلي ها
مهم است ؟
من اين پايين به
خواب رفته ام شما آن
بالا
شما خواب ِ
تازيانه زدن مي بينيد من خواب ِ
تازيانه خوردن
مهم وقتي ست که
آدم از خواب بيدار مي شود
نه رويش مي شود
به ياد آورد به او تجاوز شده
نه رويش مي شود
به ياد آورد تجاوزي
کرده
... |
نویسندگان مقدمه کمپانی دوزخ را با اثر جاودانه ی دانته
نابغه ی ایتالیایی مقایسه کرده اند
(من تا حالا به هیچ
گنجیشکی چناری حواله نکردهام ، یعنی منصفانه نیست.)
و کمپانی دوزخ را را کمدی الهی
هزاره ی سوم دانسته اند ... (چنار ای چنار گرامی برو
کنار، هی نیا جلو.)
دوستانی
که به زبان سوئدی تسلط دارند می توانند مقاله ی مورد نظر را در این آدرس مطالعه کنند
(و یا
فارسیاش را
بخوانند و ببینند که این
حرفها همهاش خالیبندی است.) و همچنین می توانند از طریق آدرس
زیر این مجله را دریافت کنند: ل
متن کامل
کمپانی شعر بلند کمپانی دوزخ را می توانید اینجا مطالعه
کنید . ل
ترجمه ی
این شعر به زبان انگلیسی را - به ترجمه ی دکتر احمد کریمی حکاک- در این
صفحه در
دسترس است. ل
برای
تهیه ی کتاب کمپانی دوزخ و جزام معاصر می توانید با ما و یا با ناشر آن
(نشر ارزان )
تماس بگیرید.ل
Helsingforsgatan 15 آدرس نشر ارزان سوئد:ل 164 78
Kista -
Sweden
Tel:+46 (0) 8 752 77
09
|