http://sardouzami.com

 

جناب آقای شهریاری، سردبیر محترم فصلنامه­ی چیستا،

 

شب گذشته در چیستا (الکترونیکی) به مقاله­ای برخوردم با عنوان ”میان­رودان، تمدن سومری­ها و کهن­ترین شعر گیتی سروده­ی کاهن­بانوی شهر اور انهدوانا“ از خانم یا آقای خورشید مومنی (اسفند 83- فروردین 84، شماره­ی 6 و 7، سال بیست و دوم (شماره­ی 216 و 217). با کمال تاسف و حیرت دریافتم که این ”مطلب“ یک دزدی تمام عیار است از نوشته و ترجمه­ی این جانب، سعید هنرمند، با عنوان ” کهن­ترین شعر دنیا: اينانا، بانوى بزرگترين قلب، سروده­ى کاهن­بانو انهدوانا، قديمى­ترين شاعر جهان.“ منتشر شده در نشریه­های نگاه نو، ادبیات و فرهنگ، و شهروند.

 سه پاراگراف اول نوشته، بعد از عنوان و تا یک سطر مانده به سطر آخر صفحه­ی اول (ص 508)، از خورشید مومنی یا کس دیگری است و مرا با آن کاری نیست و خود پاسخگوی آن بخش است. اما از آن سطر به بعد، یعنی از ’هزار و صد سال پیش...‘ به بعد، و تا آخر مطلب (مقدمه) نوشته­ی من است، شعری هم که به دنبال آمده ترجمه­ی این جانب است. شعر نخست ترجمه شد و سپس مقدمه بر آن افزوده شد تا از شعر، شاعرش، و اسطوره­اش تاریخچه و پیشزمینه­ای به خواننده داده شده باشد. پس شعر اصل است و نوشته درآمدی بر آن.

با صراحت باید بگویم که آقا یا خانم مومنی مرتکب سرقت ادبی شده­اند، زیرا نوشته و ترجمه­ی شعر را اینجا به نام خود چاپ کرده­اند. شعر را به دقت مقابله نکردم، اما به­نظر یکجا و بدون تغییر برداشته­اند، مگر یکجا که واژه­ی ’سیلیم‘ را حذف کرده­اند. پاره چنین است:

”اینانا دهان به سخن می­گشاید:

ان

پدر من

به سلامت! سیلیم!

سخنانم را بشنو

به من گوش فراده“ (ص 64 در نگاه نو مطابق با ص 514 چیستا) 

حذف این واژه­ی سومری احتمالا برای همریشه بودن با واژه­های سلام در عربی و شلوم در عبری بوده، که ظاهرا با مذاق سامی­ستیز ایشان خوش نمی­آمده.

 مقدمه را هم البته با تغییرات و خلاصه کردن­هایی از آن خود فرموده­اند! به این صورت که در مواردی جمله­ها را حذف یا کوتاه کرده­اند؛ در مواردی با جمله­بندی­ها و واژگان دیگری مطلب را عرضه کرده­­اند؛ جابجا نیز گرته­ای از نگرش سامی­ستیزی خود بر آن پاشیده­اند – و بدین وسیله یک کار پژوهشگرانه را بدل به نگرشی نژادپرستانه کرده­اند. افزون بر آن تمام پی­نویس­ها را یکجا حذف کرده­اند و بدین ترتیب خواننده را از توضیحات و ماخذهای مربوط به شعر محروم نموده امکان درک بهتر شعر را از او گرفته­اند.

اما بجای 41 پی­نویس موجود در نوشته­ی من، ایشان در پایان (ص 520) و در به­اصطلاح ’سرچشمه‘ سه منبع آورده­اند برای کل مطلب. منبع اول و دوم فرموده­ی ایشان است، من ندیده و نخوانده­ام و بنابراین نمی­دانم آیا ربطی به این موضوع و این شعر دارد یا نه. منبع سوم اما درباره­ی این جانب است، یعنی پی­نویس 3، یا به سخن ایشان سرچشمه 3. نوشته­اند: ’برگردان کهن­ترین شعر جهان بانو انهدوانا، سعید هنرمند‘ – بدون ذکر زمان و محل چاپ. ذکر نام من توسط ایشان را انگار باید به حساب انصاف ایشان گذاشت، چون چنانکه برمی­آید ایشان از شدت جاه­طلبی تنها خواستار آمدن نام خود در مجلات هستند و بس. اما گذشته از این ”لطف“ باید بگویم که این جانب تاکنون مطلبی با این عنوان ننوشته­ام. آنچه تاکنون در این مورد و این موضوع چاپ کرده­ام همان است که در آغاز آوردم و در زیر ماخذهای متعدد آن را درج کرده­ام، یعنی همان مطلبی که خورشید مومنی یکجا به نام خود در مجله­ی شما چاپ کرده است.

بنا بر قرائن مطلب دزدیده شده توسط آقای مومنی حدود یک سال پیش در مجله­ی شما ظاهر شده است، و پس باید زمانی حدود یک سال بعد از چاپ مطلب این جانب در مجلات نگاه نو در ایران، ادبیات و فرهنگ در اروپا، و شهروند در کانادا باشد. البته برخی دیگر از سایت­ها نیز همانزمان به این نشریه­ها پیوند (لینک) دادند که خوب بماند.

خورشید مومنی با این کارش نه تنها بر من که بر پژوهندگان و خوانندگان شما نیز ستم کرده است. ستم او نسبت به من اینکه کار و زحمتم را به نام خود به چاپ داده است. این ستم اما بدین­جا ختم نمی­شود و فراتر از آن با حذف منابع و پی­نویس­ها دو گروه دیگر را نیز با تازیانه­اش نیشتر می­زند. یک، با حذف ماخذها کار پژوهشگرانی چون نوا کریمه و دایان والکستین را – که در این راه سال­ها زحمت کشیده­اند و با پژوهش­ها و مطالعات منظم خود ترجمه­ی این لوح­ها را به زبان­های زنده­ی امروز امکان­پذیر کرده­اند – نادیده گرفته است؛ دو، راه پژوهش بیشتر را بر خوانندگان علاقمند و پژوهنده­ای که ممکن بود بخواهند در این زمینه بیشتر بخوانند و یا با پژوهش­شان برگی بر کارهای پیشین بیفزایند، بسته است.

آقای مومنی ممکن است جاه­طلب باشند و بخواهند نامی از خود بر جای بگذارند. اما بد نیست بدانند که برای ارضاء حس جاه­طلبی­شان باید وسایل و امکاناتش را فراهم آورند. جاه­طلبی بدون وسایل لازم راهی جز دست زدن به تقلب و دزدی پیش پای خود نمی­بیند. با چاپ مطلب دیگران به نام خود دو روزی جاه­طلبی را می­توان ارضاء کرد، اما بعد چه؟ آقای مومنی آیا می­دانید که داوران از پس می­آیند؟

در زیر با ذکر منابعی که نوشته و ترجمه­ی من در آنها چاپ شده از شما، به­عنوان سردبیر محترم مجله، خواهش می­کنم با چاپ این مختصر مانع از تکرار چنین ناروائی­هایی بشوید. همراه با این نوشته کل پرونده را به صورت پی دی اف می­فرستم که برای مقایسه در اختیار داشته باشید.

با احترام،

سعید هنرمند

----------------------------------------

 

 

http://72.14.203.104/search?q=cache:9DJBjiZnkMIJ:www.mani-poesie.de/index.jsp%3FaId%3D475%26sectionId%3D16%26elderthan%3D609%26newerthan%3D-1%26newest%3D1240+%22%D8%B3%D8%B9%DB%8C%D8%AF+%D9%87%D9%86%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF%22&hl=en&gl=as&ct=clnk&cd=9

http://www.asre-nou.net/1382/khordad/14/m-honarmand.html

http://www.shahrvand.com/FA/Default.asp?Content=NW&CD=AL&NID=140#BN791

http://www.tchissta.com/Tchissta/TchCurPage.html