http://sardouzami.com

 

الفبای بی فرهنگی 14 - سی دی ی لغت نامه ی دهخدا

 

نیازی به ردیف کردن جمله نیست. این که می‌بیند مشخصات فرهنگ دهخدا، ورسیون دوم است، که انتشارات دانشگاه تهران بیرون داده است. (اشکال ورسیون اولش را سال پیش روی سایت گویا توضیح دادم.) لطفاً به حد اقل نیازمندیهای سیستم کامپیوتر توجه کنید.

حالا به مشخصات کامپیوتر من نگاه کنید که دست کم پنج برابر چیزی است که روی این سی دی نوشته شده است:

 

حالا من این سی دی را می‌گذارم روی کامپیوتر نه برای این که باهاش کار کنم، بلکه فقط می‌خواهم آن را اینستل کنم. (توضیح این که کامپیوتر من در این لحظه هیچ نقصی ندارد.)

اولین صفحه‌ای که ظاهر می‌شود این است:

 

راستش من تکنیسین کامپیوتر نیستم. یک سی دی خریده‌ام می‌خواهم اینستل کنم، اینستل کردن هم آن قدر ساده است که یک بچه‌ی پنج ساله می‌تواند انجام دهد.

خب، تنها کاری که من می‌توانم در این لحظه انجام دهم این است که بزنم روی دکمه‌ی اوکی:

 

حالا این تابلو خوشگل تشریف آورده‌اند و من باز هم فقط می‌توانم روی اوکی کیلک کنم:

 

جمال این یکی تابلو را هم عشق است.

تا این جا دست کم یک کاری می‌توانستم بکنم، یعنی یک دکمه‌ای بود که روش کلیک کنم، اما حالا چه خاکی به سر این سی دی‌ی دانشگاه خاک بر سر تهران کنم؟ تنها کاری که به عقلم می‌رسد این است که یک جایی روی این صفحه کلیک کنم ببینم چه اتفاقی می‌افتد. کلیک می‌کنم:

 

انگار بد نشد، دست کم یک دکمه‌ی دیگر گذاشت جلو ما که بتوانیم روش یکی دیگر کلیک کنیم.

 

حالا چه کار کنم؟

باور کنید من آدمی عصبی نیستم. یعنی دست کم این روزها مشکلی ندارم. نه غم نان دارم و نه ترس از عقب افتادن کرایه خانه، نه نگران هجوم حزب الله هستم، و نه وحشت به جاکشی افتادن تو دست و بال حزب‌اللهی‌ها. خودم هستم و خانومم پلنگ که دست در گردن هم شب را صبح می‌کنیم و روزها را هم در کنار هم شب. تنها کم بود یا اشکالی هم که در رابطه‌ی ما هست اشکال سایز اندام‌های ماست که کمال هم‌خوابگی‌ی ما را ضایع می‌کند، که این را هم پلنگ خانوم برای خودش حل می‌کند و من هم با این ویدئوهای اروتیک برای خودم یک کاریش می‌کنم و مشکلی هم نیست. خب، آدم اگر چنین آرامشی داشته باشد، خیلی منطقی فکر می‌کند شاید توی همین چند لحظه به یک دلیل نامشخص تکنیکی کامپیوتر دچار مشکلی شده است. گاهی پیش می‌آید. چیز غریبی نیست. پس عقل منی که دوازده سالی است پای کامپیوتر می‌نشینم می‌گوید یک بار خاموش روشن کن شاید مشکل حل شود.

این کار را می‌کنم.

باز شروع می‌کنم.

باز به همین جا که می‌رسم. اما به همین جا رسیدن من می‌تواند دلایل تکنیکی‌ی دیگری داشته باشد فهمش از عهده‌ی من خارج است. بهترین راه حلی که به ذهنم می‌رسد این است که بروم توی کتاب‌خانه‌ی محل و با کامپیوتر دیگری آن را اینستل کنم.

بلند می‌شوم، می‌روم کتاب‌خانه. روی یک کامپیوتری که همین مشخصات را دارد اما مارک آن آی، بی، ام است مشغول می‌شوم.

تصویر اول:

 

تصویر دوم:

 

تصویر سوم:

 

تصویر چهارم:

 

اما من از رو نمی‌روم و همین طوری ادامه می‌دهم ببینم به کجا می‌رسم. کلیک می‌کنم تا تصویر دیگر:

 

و باز هم:

 

و بار هم:

 

بعدش چی:

 

به این جا که می‌رسد دیگر همان یک کلیک ناقابل را هم نمی‌توانم بکنم. روی این دگمه‌ها که شماره زده‌ام یکی یکی کلیک می‌کنم اما بی‌فایده است. ناچار می‌شوم بزنم روی دکمه‌ی کنترل + الت + دیلیت که این پنجره بیاید:

 

اما این پنجره‌ای که همیشه حل کننده‌ی تمام مشکلات امثال سی دی‌ی دهخدای دانشگاهی‌ی ما بود این جا دیگر به کار نمی‌آید. روش که کیلک می‌کنم بسته می‌شود اما صفحه‌ی دهخدای ما همچنیان این ریختی باز مانده است روی کامپیوتر:

 

و بعد از کلیک روی این ماس ماسک این ریختی می‌شود:

 

و بعد هم هیچ گُهی نمی‌شود خورد، چون کامپیوتر ان و گُهش قاطی شده است و قفل کرده است و فقط می‌شود خاموشش کرد. البته یک کار دیگر هم می شود کرد. می شود داد زد:

گُه بگیرند این لغت نامه را!

و این دهخدا را!

و این دانشگاه تهران را!

و این مسئولان فنی و غیر فنی اش را!

که حاصل کارشان این قالب گُه است به اسم سی دی‌ی لغت نامه یا فرهنگ دهخدا!

-----------------------

 

ته نویسی برای شادی ی مسؤلان دانشگاه: امروز سی دی روی این کامپیوتر من که امکاناتش دو برابر و نیم کامپیوتر قبلی است مشکلی ندارد.

 

 

 

.