چرا سانسورچی از سانسور می‌نالد؟

 

نگار اسکندرفر، مسئول فرهنگی هنری‌ی «کارنامه» (در سایت شبستان) می‌گوید: به شخصه فكر مي‌كنم اگر اثري ترويج خشونت مي‌كند و يا در جامعه ياس و نااميدي به بار مي‌آورد، بايد محدود شود.

گفتن ندارد که «محدود کردن» اصطلاح شیکتری به جای همان «سانسور کردن» است.

وقتی که خانم نگار اسکندرفر، مسئول فرهنگی هنری‌ی «کارنامه»، به شخصه با دو مورد از سانسور موافق باشد، من نمی‌دانم چرا باید با مورد سوم‌اش که باعث توقیف «کارنامه» شده است مخالف باشد.

اگر بشود اثری را به این دو دلیل که خانم اسکندرفر می‌گوید محدود (سانسور) کرد، چرا نباید بشود به دلیل سوم «کارنامه» را تعطیل کرد و به دلیل چهارم مثلا «نامه‌ی کانون نویسندگان» را و به دلیل پنجم «جن نامه»‌ی هوشنگ گلشیری را؟ و...؟

خانم اسکندرفر میگوید: اما این محدودیت را باید کارشناسان آشنا مشخص کنند.

وقتی اساس ِ محدود کردن (سانسورکردن) را بپذیریم، کارشناس یک کمی آشنا باشد یا غریبه چه فرقی میکند؟ ( منظور خانم از آشنا، لابد خبره است.)

تا جایی که جمله های خانم اسکندرفر نشان می دهد، سانسورچی‌هایی که توی ارشاد اسلامی نشستهاند، همان قدر کارشناس‌ آشنا هستند که خانم نگار اسکندرفر.

http://sardouzami.com