http://sardouzami.com

 

مزخرفات فراموش نشدنی ی یک فمینیست چُسکی

گلی ترقی و یا به دنبالش فرخنده آقایی حاوی نوعی زنانگی به معنای ضعیفه نویسی اند و بیشتر به ادبیاتٍ مردپسند تعلق دارند. خانم ترقی علیرغم قلم شیوا و آگاهی بر فنون و شگردهای نویسندگی امروز جهان، جهان بینی مردانه ای دارد که بر تمام داستانهایش استوار است و غالب شخصیتهای اولیه اش مردان و یا پیرمردان هستند و اگر هم زنی در این میان باشد چیزی جز یک دختربچه ی ننر ولوس نیست. گلی ترقی در داستانهای مهاجرتش نیز زنانی که دیده میشوند یا دختر بچه اند و یا پیرزن، یعنی یا قبل از بلوغ و یا پس از یائسگی! گلی ترقی همیشه از زن بالغ و زن شکوفای عاشق فرار می کند و یا دست به دامن تمثیل و یا مایل به شوخ طبعی و مسخره بازی می شود. زنان گلی ترقی اگر از طبقه بالای جامعه باشند شاهدان ساکت روزگار اند و اگر از طبقات پایین جامعه، هیولاهای چند چهره ای مانند داستان خدمتکار و یا موجودات قرون وسطایی و روستایی ایی مانند ننه انار که انگار به داستانها و افسانه های فولکلوریک و قصه های کودکان تعلق دارند. زنانگی برای گلی ترقی چیز بامزه ایست که می شود تا ابد تحقیرش کرد و برای یک عمر به آن خندید و مسخره اش کرد.
زنانگی داستانهای فرخنده آقایی از نوع دیگریست، زنانگی در داستانهای فرخنده آقایی چیزی شوم و پنهان مانند یک غده ی سرطانی مرگبار بود که در شکم زنی نهفته بود و از این رو زن مدام در سکوت رنج می کشید. غده ای که دیگر طاقت نیاورد و در کتاب جنسیت گمشده با مقدمه ای علمی!!! و مستند!!! این غده ی نکبت بار زنانگی را کند و انداخت دور و در پایان مانند توابی پشیمان از زن شدن و زن بودن خود افسوس و حسرت روزهای مرد بودن خود را خورد و مسلماً حکومت مردسالار ایران تاکنون بسیار از این موضوع خشنود شده است و حتماً از ایشان تقدیر به عمل خواهد آورد.
---------------------

 

گویا غیر از من کسی نیست که به این مهستی شاهرخی بگوید برو آبجی، کشک تو بساب!

تو بهتر است از همان شعرهای بندتنبانی بگویی راجع به بستنی لیس زدن توی فرانسه. تو را چه به نظر دادن راجع به بهترین داستان های گلی ترقی یا فرخنده آقایی.

در ضمن: خاک بر سر آن دانشگاه فرانسه اگر راست باشد که به تو لیسانس ادبیات تطبیقی داده است.

------------------------

 زیرنویس: البته این که کنار من ایستاده می گوید ولش کن، احتمالاً هفته ی گذشته گلی ترقی توی یک کافه نشسته بوده و حواسش نبوده که جواب سلام این خانم دانشمند را بدهد، بعد هم این خانم دانشمند عصبانی شده و بعله دیگه...